اينانلو با بيان اينكه ايران حيات وحشي گريز پا دارد و مثل آفريقا و
كانادا نيست كه بتوان بهراحتي حيواناتش را ديد، خاطر نشان كرد:«زماني هم كه شبكه بيبيسي براي فيلمبرداري از حياتوحش ايران آمد، نتوانست تصوير پلنگ را به قاب دوربينش بيفزايد. بنابراين تقلب كرد و با استفاده از آرشيو فيلمهايش پلنگ آفريقايي را بهجاي پلنگ ايران معرفي كرد و نشان داد.» نبود آمارهاي صحيح و واقعي از تعداد گونه پلنگ ايراني، نداشتن ثبات اکولوژيک در زيستگاههاي اين گونه و کاهش طعمههاي قابل صيد، براثر شکارهاي غيرمجاز و بيرويه، جمعيت بزرگترين گربهسان ايراني را با خطر تهديد مواجه کرده است، اما سال 83 آمار پلنگ ايراني 550 تا 850 قلاده تخمين زده شد كه آماري روي خط قرمز هشدار است. سه نوع پلنگ ايران دكتر هدايت تاجبخش، استاد دانشگاه، موسس و مدير موزه تاريخ طبيعي دارآباد در رابطه با پلنگهاي ايران به خبرگزاري ميراث فرهنگي گفت:«سه نوع پلنگ در ايران يافت ميشود. يك نوع نژاد"ساكسي كالور" است كه در كوهستانهاي البرز و جنگلهاي شمال يافت ميشود. نوع دوم "ميلانو" است كه جثهاي كوچكتر و بدني پر پشمتر دارد در قسمتهاي كويري و مركزي و حوالي استان فارس و خوزستان هم پلنگ ديگري را ميتوان يافت كه نام علمياش "توليانا" است و رنگي روشنتر و جثهاي كوچك دارد.» پلنگ با توجه به جثهاي که دارد، قويترين حيوان دنيا است، چنانچه پلنگي با وزن 80 كيلوگرم، قوچي تا وزن 120 کيلوگرم را براي دوري از حيوانات لاشهخوار با دندانهاي خود به بالاي درخت ميکشد.
در اين ميان با توجه به علايم کار گذاشته روي زمين توسط اين اکيپ، طول بدن اين حيوان و بزرگي جثهاش اين پلنگ را در نوع خود استثنايي ميكند. شببيداري براي ديدن فرمانرواي شب ماجرا از آنجايي آغاز شد كه گروه فيلمبرداري «ايران؛ جهاني در يك مرز» كه مدتهاست با همكاري يونسكو به دنبال ساخت فيلمي از حيات وحش است، براي فيلمبرداري از پلنگ ايراني به منطقه "ماجراد" پارك ملي توران ميروند. آنها گرچه ميدانستند بيش از 11 سال است كه كسي نتوانسته خالهاي پلنگ را در قاب دوربين ثبت كند، اما "آرش اينانلو" و "عبدالرضا فرقاني" دوربين حرفهايشان را به دوش ميگيرند و شبها با پرژكتور و تجهيزات ديگر فيلمبرداري پي پلنگ ميافتند. سه روز اول هرچه ميگردند، اثري از پلنگ نمييابند. پس كومهاي (كمينگاه) ميسازند كنار چشمه پريه تا حداقل فيلمي از "گورخر" يا جبيرهايي كه براي خوردن آب سوي چشمه ميآيند، بگيرند. پلنگ حيواني بسيار باهوش است و با توجه به حس شنوايي بالايي كه دارد كمتر روي به انسان مينمايد. گذشته از اين در 90 درصد موارد، شبها كابوس شكارهايش ميشود. شب از نيمه ميگذرد و سرماي شب بيابان، حوالي صبح جاي خودش را به زردي شعاع خورشيد ميدهد. فضاي ساكت اول صبح، خواب طلب ميكند، اما هر دو با تمام كمبود خوابي كه دارند، بيدار ميمانند. ساعت 6:10 صبح، ناگهان "فرقاني" حيوان غولپيكري را ميبيند كه به سمت چشمه ميآيد. اينانلو را صدا ميزند:«آرش!پلنگ!»هر دو خواب از سرشان ميپرد و به تكاپو ميافتند تا بر چهره اين حيوان خجالتي زوم كنند و بتوانند از او فيلم بگيرند. پلنگي به اندازه يك ماده شير حيوان آرام آرام به سمت چشمه "پريه" حركت ميكند. جمجمه بزرگش كه تقريبا هماندازه يك ماده شير است، نشان از كهولت سنش دارد. بعيد نيست كه شكستگي دندان داشته باشد. پيري، ناي دويدن پي شكار را هم از او گرفته است. با تمام كهولت سن آنقدر باهوش هست كه حتي گوشهايش هم جاي چشمانش عمل كند. پس بايد در كمينگاه صداي نفس هم نيايد و گرنه حيوان ميگريزد. به سمت چشمه حركت ميكند. آبي ميخورد و همان گوشه زير آفتاب ميخوابد. ساعت گوشه تصوير دوربين 10 دقيقه ضبط را نشان ميدهد كه حيوان بلند ميشود و ميرود. به گفته دكتر تاجبخش، اين پلنگ از نژاد "ساكسي كالور" است كه جثهاي بزرگ دارد و طول بدن آن گاهي به سه و نيم متر نيز ميرسد و اغلب اين نژاد در حوالي كوهپايههاي البرز و جنگلهاي شمال يافت ميشود. منبع: میراث فرهنگی
ببر ایرانی یا ببر مازندران نام علمی(Panthera tigris virgata) در جنگلهای مازندران نژادی از ببر ٬ که به نام ببر ایرانی شهرت دارد ٬ میزیسته که امروزه نابود شده است. آخرین ببر که در مازندران به آن شیر سرخ میگفتند در سال ۱۳۳۸ ه ش در جنگل گلستان ٬ در منطقه گرگان ٬ به دست یک شکارچی محلی شکار شد.
از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است. عکسها و پوستها نشان میدهند که رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشنتر ٬ و تا اندازهای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بوده است. موهای بدن ببر مازندران بلندتر و پرپشت تر از ببر بنگال و کوتاه تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگتر از ببر بنگال و کوچکتر از ببر سیبری بوده است. ببر مازندران مارال ٬ گراز ٬ شوکا ٬خرگوش ٬پرندگان ٬ خزندگان گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا ٬ گاو و گاومیش اهلی شکار میکرد. شکار بی رویه ٬ خشک کردن نیزارها و مردابها برای کشاورزی ٬ باغداری و خانه سازی ٬ از میان رفتن جنگلهای جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده است. منبع: ویکی پدیا